مامان خوش قول صادق
سلام فرشته كوچولوهاي من
من ديروز بهتون قول دادم كه خيلي زود با باباييتون براتون اسم انتخاب كنيم و ديشب ما تلاشمون را كرديم اما به نتيجه نرسيديم در واقع به تفاهم نرسيديم
اما امروز صبح خوشبختانه فعلا با يك اسم هر دو موافقت كرديم ..... (شنگول و منگول ) پس ما خوش قول بوديم
البته اينها اسمهاي موقت شما هستندو به نظر من هم اسمهاي قشنگي هستند
من تصميم گرفتم كه پاييني را شنگول و بالايي را منگول صدا بزنم .
شنگول و منگول من ، ميخواهم امروز يك اعتراف صادقانه براتون بكنم البته شايد باباييتون با من موافق نباشه ولي من دلم ميخواد هميشه هميشه ما با هم صادقانه حرف بزنيم. راستش من وقتي كه فهميدم شما دوقلو هستيد از اول دلم ميخواست كه يك دختر و يك پسر باشيد شايد از روي خودخواهي بود و يا شايد به خاطر اينكه همه فكر ميكردند اين حالت يك حالت ايده آلي براي بچه دار شدن است ولي اين به اين معنا نيست كه خداي ناكرده بخواهم ناشكري كنم و الان از اين كه فهميدم شما پسراهاي خوب من هستيد نارحت و يا ناراضي هستم ، اصلا" و ابدا" اينچنين نيست .
اتفاقا وقتي خوب فكر ميكنم ميبينم خداي مهربون ما چه لطفي بهمون كرده و شما از اكنون تا آينده هاي دور چقدر ميتوانيد به درد هم بخوريد و همبازي ، همفكر ، همراه و پشتيبان هم در مراحل مختلف زندگي باشيد . البته اميدوارم كمي هم همراه و همدل من و باباييتون باشيد و ما ميتوانيم تكيه گاه شما و شما ياور ما باشيد ، براي همينه كه من گفته بودم ما يك خوشبختي 4 نفره داريم و خواهيم داشت چون شما تكميل كننده خوشبختي من و بابايي بوديد.... 
امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن شماست …
دیروز هم همینطور بود
فردا هم همینطوره !

مامان خوش قول صادق
