خاطرات ما و ني ني هامون

طنز و فلسفه درس امروز !!!!

1391/11/18 10:55
نویسنده : نگارینا
338 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرهای گلم

امروز داشتم تو اینترنت می گشتم که به متن زیر برخوردم دیدم بد نیست برای شما هم بنویسم  گرچه مسلما فردا روزی شما هم پدر خواهید شد و با باباییتون سه تایی من را محکوم میکنین ،اما من هم در این زمینه قطعا" طرفدار خانمهای شما خواهم بود با اینکه عاشق شما هستمقلب

 
داشتم با خودم فكر مي كردم سواي مباحث فيزيولوژيك، اگر قرار بود ما جنين ها بجاي رحم مادر در جايي از بدن پدرها زندگي مي كرديم چه اتفاقي مي افتاد: 

 احتمالاً در همان هفته اول حوصله شان سر مي رفت و سزارين مي كردند.لبخند

 كشوي ميزشان را از طريق هل دادن با شكمشان مي بستند.تعجب

 اگر ويار مي كردند، باعث بوجود آمدن قحطي مي شندن.خنده

 بخاطر بي توجهي، تا لحظه زايمان هم سراغ دكتر نمي رفتند و احتمالاً در اداره يا دستشويي وضع حمل مي كردند.ابرو

 به جاي پوشيدن لباس راحت، كمربندشان را محكمتر مي بستند تا بزرگي شكمشان مشخص نشود.استرس

 اگر بچه توي شكمشان لگد مي زد، آنها هم فوراً توي سرش مي زدند تا ادب شود!عصبانی

 نظرتون چی بود ، موافقین  ؟ خیال باطل

راستی امروز یه مسئله دیگه ای هم ذهن من را به خود مشغول کرده و اونم اینه که آیا شما در آینده از اینکه در این کشور و در این شهر ، در این خانواده و با این دین و آیین به دنیا اومدید چقدر راضی خواهید بود ؟ این موارد هیچ کدوم در اختیار شما نبوده و نمی تونستید انتخابی براش داشته باشید و می دونم که تربیت من و بابایی سهم عمده ای در پذیرش این مسئله داره اما خیلی دوست دارم که جواب شما را در آینده بشنوم . مژه

اما من یقین دارم که این آفرینش بهترین در سراسر هستی برای شماست ، چون حکمت پروردگار ما در آن نقش داشته است و به یاد متن زیبایی افتادم که خاله زهرا نوشته بود براتون :

خداوند روز اول آفتاب را آفريد ،روز دوم دريا و روز سوم صدا، روز چهارم رنگ ها را ، روز پنجم حيوانات ، روز ششم انسان و روز هفتم خداوند انديشيد ديگر چه چيزي نيافريده است؟

 پس تو را براي من آفريد ...

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

noonish
22 بهمن 91 13:24
من بعید می دونم راضی باشن ... من خودمو اماده کردم که راضی نباشه!