خاطرات ما و ني ني هامون

سلام به ني ني گولو هاي خوشگل من (13/10/91)

1391/10/27 10:28
نویسنده : نگارینا
166 بازدید
اشتراک گذاری

ديروز خوب مامانو اذيت كردين شايد تلافي اينو در اوردين كه من مي خواستم برم آزمايش چيزي نخورده بودم و گشنه تون شده بود ولي مگر نه اينكه اون آزمايش هم براي شما بود شيطونا خلاصه كه 3 ساعت تموم تو سونو گرافي بوديم و سه بار هم خانم دكتر سونو را انجام داد دفعه اول فقط بيني كوچولوي يكيتون را ديد و دفعه دوم تونست  NT همونو اندازه بگيره و بيني اون يكي را ببينه و اونقدر لجبازي كردي و هر چي من قربون صدقه ات رفتم فايده نداشت كه آخرش به من گفت رو پهلو بخوابم و اون وقت تونستNT  دومي شيطون بلا را اندازه بگيره . به باباييتو گفتم اگه از حالا بخواين اينقدر اذيتم كنيد خدا به داد فردا برسه . من كه همش ميگفتم شما بچه هاي خوبي هستين و هواي ماماني را دارين پس چي شد ناقلاها ؟ خلاصه اينكه ما براي هر كدومتون يه بستني زمستوني و 1 آبميوه خورديم اما مثل اينكه حسابي قهر كرده بودين و هر چي منت كشيديم فايده نداشت . من كه آخرش نتونستم رو مانيتور شما را ببينم اما عكساتون خيلي خوشگله فداتون شم الهي .اما خدا را شكر كه جفتتون سالم و سلامتين .

اصلا بياين يه قولي به هم بديم و اونم اينه كه بيشتر هواي همديگه را داشته باشيم آخه من كه هيچ وقت شما را گشنه نذاشتم قربونتون برم اين دفعه هم واسه خودتون بود وگرنه من خودم شكمو تر از اين حرفام حالا مياين وميبينين .

راستي يادم رفت بهتون بگم چرا شما دو تا بالا و پايينين ؟ معمولا دو قلو ها كنار همن اما شما دو طبقه ايد حالا از اين به بعد بهتون ميگم بالايي و پاييني و اينكه بالايي همون ناقلاي مامان كه ديروز گذاشته بودمون سر كار .

من هنوز نميدونم شما پسملي هستيد يا دختري اما خانم دكتر گفت شما احتمالا پسمليد و من و باباييتون خيلي خوشحاليم البته ما در درجه اول ميخواستيم شما سالم باشيد . (ولي ما اين را يه راز نگه داشتيم و به هيچ كس چيزي نگفتيم از خود راضی)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)