خاطرات ما و ني ني هامون

سلام عزيزاي مامان (5/10/91)

1391/10/19 14:23
نویسنده : نگارینا
125 بازدید
اشتراک گذاری

من امروز خيلي نگران شدم چون تاريخ سونو گرافي كه دكتر به من گفته با ماماناي ني ني سايت جور در نمي آد و من نميدونم چي كار كنم و به باباييتون گفتم كه تحقيق كنه آخه هر چيزي كه مربوط به سلامتي شما باشه خيلي من را نگران ميكنه و دلم ميخواد درست و دقيق انجام بشه . راستي من ديروز حالم خوب نبود و در يك اتفاق نادر بابا ييتون ظرفهاي شام را شست و اين نشون ميده كه چقدر ما را دوست داره . كوچولوهاي من دلم براتون يه ذره شده خيلي دلم ميخواد ببينمتون ، نميدونم كه قديما مامانا چه جوري تحمل ميكردن و نه ماه ني ني شون را نميديدن و صداي قلب كوچولوش را نميشنيدن و يا حتي نميدونستن كه ني ني دخمل يا پسمل . شايد هم اون طوري بهتر بوده و آنها انتظار شيرين تري داشتن شايد .........

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)