خاطرات ما و ني ني هامون

سلام نخودچياي مامان (9/10/91)

1391/10/19 14:25
نویسنده : نگارینا
122 بازدید
اشتراک گذاری

من چند روز ديگه وقت سونو گرافي دارم و از حالا دل توي دلم نيست آخه خيلي دلم براتون تنگ شده و ميخوام زودتر ببينمتون . اين چند روزي كه گذشت نتونستم چيزي بنويسم آخه ما خيلي دوست داريم تا قبل از اومدن شما خانه را عوض كنيم تا وقتي شما مي آييد اذيت نشيد و مسيرمون نزديك تر باشه البته خدارا شكر من حدود 1 سال پيشتون هستم ولي آخرش من شاغل هستم و شما هم از همين الان با من سر كار مي آييد و بر ميگرديد و خلاصه اينكه شما ني ني هاي كارمند هستيد قربونتون برم من. پس بهتره كه ني ني هاي من خونه شون خيلي نزديك محل كارشون باشه .اما هنوز موفق نشديم دلم مي خواد با اون قلبهاي كوچولوتون برامون دعا كنيد چون بابايي خيلي نگرانه و خدا هم صداي شما را بهتر ميشنوه . مامان خيلي دوستتون داره و هميشه مواظبتون هست اما قبل از همه به خدا سپردمتون كه نگهدار تو ن باشه هميشه ....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)